تبليغاتX
پری دریایی کوچولو

پری دریایی کوچولو

هنوز زنده هستم

سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388

سلام من هستم ولی کمی گرفتار

ساعت 14:6 نويسنده آرشام |


شنبه هشتم فروردین 1388

سال نو مبارک

ساعت 13:4 نويسنده آرشام |


شنبه هشتم فروردین 1388

سال نو مبارک

ساعت 13:4 نويسنده آرشام |


شنبه سوم اسفند 1387

کنارم بخواب و به دورم بتاب واز این لحظه نوش

             چو تشنه که آبو

                 گل اتشی توحرارت منم من که دیوانه ی بی قرارت منم

   خدا دوست دارد

           لبی که ببوسد

               نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد

                      خدا دوست دارد

                              من تو بخندیم

                                     نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم

کنارم بخواب و به دورم بتاب واز این لحظه نوش

           چو تشنه که آبو

           گل اتشی توحرارت منم من

            که دیوانه ی بی قرارت منم 

                                      بخواب آرام پیش من

                                     من لبت را بر لبم بگذار

                   مرا لمسم کن و دل را به این عاشق ترین بسپار 

                                      بخواب آرام پیش من

                     منی که بی تو میمیرم لبت را بر لبم بگذار

                                     که جان تازه میگیرم

 خدا دوست دارد

         لبی که ببوسد

               نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد

                              خدا دوست دارد

                                     من تو بخندیم

                                          نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم

ساعت 14:48 نويسنده آرشام |


پنجشنبه یکم اسفند 1387

اين هنر هم از اون هنرهايي هستش که آدمو متحيير ميكنه

ساعت 20:59 نويسنده آرشام |


چهارشنبه یازدهم دی 1387

                    

                       سال نوی میلادی مبارک

 

ساعت 12:5 نويسنده آرشام |


تقدیم به مروارید عزیزم

سه شنبه پنجم آذر 1387

ساعت 10:39 نويسنده آرشام |


سه شنبه پنجم آذر 1387

اين روز ها گروه هايي هستند که با تبليغات خود سعي در جلب حمايت و توجه بيشتر به موجودات و محيط زيست شان دارند . اين گروه ها تلاش ميکنند مردم را از پيامد هاي  گرم شدن تدريجي زمين که براي تمامي موجودات عواقب جبران ناپذيري را دارد،  با خبر سازند . شما در اين سري از تصاوير ، تبليغاتي را خواهيد ديد که به طور کامل  پيام خود را به  بيننده منتقل مي سازند و حس ترحم مخاطب را نسبت به حيوانات برمي انگيزند .

 

2. سرنوشت ما به همديگر  گره خورده است ، از تنوع طبيعي و جانوري حفاظت کنيم .

برای دیدن تصاویر بیشتر و بسیار زیبا روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

ساعت 10:35 نويسنده آرشام |


گلستانه

سه شنبه پنجم آذر 1387

View Full Size Image

گل رز
 رز سرخ: عشق بي ريا-زيبايي-شجاعت احترام-تبريك- "دوستت دارم "
 رز سفيد: پاكي-معصوميت-راز-سكوت-فروتني-احترام- "عشق من به تو عميق و خالصانه است"
 رز صورتي: قدرداني- "متشكرم" وقار-ستايش-همدلي-لطافت-شادكامي- "باورم كن" - "تو خيلي دوست داشتني هستي"
 رز زرد: شادماني-رفاقت-شوق-حسادت-آغاز دوباره- "فراموشم نكن" - "معذرت ميخواهم"
اگه می خواهید یه گل به دوستتون بدید یه سر به ادامه ی مطلب بزنید


ادامه مطلب

ساعت 10:2 نويسنده آرشام |


871156.jpg

لیو مرد 39 ساله چینی در اقدامی عجیب با خودش ازدواج کرد. در این مراسم سنتی که در حضور بیش از 100 مهمان برگزار شد لیو با عکسی که از خودش و در لباس زنانه گرفته شده بود ازدواج کرد.

ساعت 16:31 نويسنده آرشام |


ليست کامل حشرات خوردني + عکس ‌هاي ديدني

چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387

 
خبرگزاری نخست نیوز:
حشره خواري يا insect-eating هنوز هم در بسياري از جوامع سنتي در سراسر دنيا رواج دارد؛ به عنوان مثال خوردن رطيل بصورت داغ در كامبوج رواج دارد و از نظر مصرف كنندگان مزه آن منحصر به فرد است.
به گزارش بازتاب‌آنلاين، احمد عطامهر نويسنده وبلاگ تخصصي"حشره شناسي" در تازه‌ترين پست‌ وبلاگ خود موضوعي را با عنوان "حشرات خوردني" مطرح كرده است.
برپايه اين گزارش در اين وبلاگ مي‌خوانيم

حشره خواري يا entomophagy يا insect-eating هنوز هم در بسياري از جوامع سنتي در سراسر دنيا رواج دارد. صرف نظر از اينكه چه احساسي نسبت به حشره خواري داشته باشيد دانستن و شناختن حشره‌هاي خوردني خالي از لطف نيست.
اول اينكه در شرايط بحراني مثل قحطي و بي غذايي به كار مي‌ايد و دوم اينكه تحمل انسان را نسبت به بودن تصادفي يكي از آنها در غذا بالا مي‌برد.

*كرم حشره ويچتي Witchetty grubs
در استراليا بيشتر طرفدار دارد و تازه آن خامه‌اي و خوشمزه است.بيشتر شبيه آجيل با طعم تخم مرغ خام است.

*شفيره كرم ابريشم Silkworm pupae
مزه آنها وقتي گرم باشند مخصوصاً وقتي لب سوز باشد باور نكردني است چيني‌ها مزه آنرا دوست دارند.

*كژدم Scorpions
چيني‌ها كژدم را زنده گرفته و در آب نگهداري مي‌كنند هنگام مصرف آنرا چند دقيقه‌اي در كنياك مي‌اندازند تا بيهوش شود سپس دمش را جدا كرده و بقيه را مي‌خورند. كژدم جويدني و مزه ماهي مي‌دهد.

*حشره استينك Stink bugs
در اندونزي بخصوص بچه‌هاي زير 10 سال آنرا دوست دارند. اين حشره را برشته و كباب شده مي‌خورند. جويدني شبيه كرم است براي غذاي حاضري عاليه. مزه آن شبيه جويدن تخم آفتابگردان خام مي‌باشد.

*سجاقك Dragonflies
اندونزيايي‌ها شكار آنرا يك نوع تفريح مي‌دانند. بعد از شكار آنرا در روغن نارگيل سرخ كرده و شبيه آبنبات مي‌خورند.

*لارو غذا Mealworms
در مكزيك آنرا با اسپاگتي مي‌خورند.

*ملخ Grasshoppers
خوردن ملخ در مكزيك رواج دارد. در پخت آن از سير هم استفاده مي‌شود.

*رطيل Tarantulas
بصورت داغ و در كامبوج رواج دارد. مزه آن منحصر به فرد است.

*موريانه Termites
اسنك مورچه در اوگاندا طرفداران زيادي دارد. شكار آنها هم جالب است. ابتدا تكه پارچه‌اي را به طرف در ورودي لانه آنها پرت مي‌كنند و وقتي مورچه‌هاي سرباز به پارچه بعنوان مهاجم حمله كردند پارچه را بسته مورچه‌ها را جمع كرده مي‌خورند.

*هزار پاي ماپينMopane caterpillar
در كشور آفريقايي بوتسوانا Botswan بعد از شكار آنها را از يك طرف فشار داده تا مايع بدنشان خارج شده سپس آبپز مي‌شود.

* Palm grubs
حشره‌اي كه در پرو بصورت خام خورده مي‌شود

*جيرجيرك Crickets
به مانند ملخ مصرف خوراكي دارد.

توجه داشته باشيد اكثر حشرات خوردني هستند ولي بايد جانب احتياط را هم رعايت كرد.
اگر كسي نسبت به ميگو.صدف. گرد و خاك و شكلات حساسيت دارد نبايد حشره بخورد. حتي اگر آلرژي هم نداشته باشيد نبايد حشره را بصورت خام بخوريد مگر در شرايط خاص
برای دیدن تصاویر در اندازه بزرگ و تصاویر بیشتر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.توصیه میکنم تا ۱ساعت قبل و بعد از غذا نبینید.
 

ادامه مطلب

ساعت 22:33 نويسنده آرشام |


یه خبر جالب

پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387

در اقدامي عجيب يك دختر هندي با يك سگ خياباني ازدواج كرد
مراسم ازدواج دختر ٧ ساله در هند با يك سگ خياباني براي از بين بردن ارواح شيطاني برگزار شد.

به گزارش سرويس اجتماعي سايت خبري قدس (www.qodsdaily.com) «كرالال نيوز»، دراين مراسم ازدواج كه در يكي از روستاهاي اين كشوربرپا شد، ١٥٠ ميهمان از جمله اقوام اين دختر كه معتقدند اين مراسم خوش يمن خواهد بود، شركت كردند.


ماجرا از زماني آغاز شد كه يك دندان در قسمت فوقاني لثه پوشيا درآمد كه از نظر قبيله نشانه بديمن بودن آن بود و بزرگان قبيله ٢ راه پيش پاي او گذاشتند. پوشيا يا بايد با سگ خياباني ازدواج كند يا اين كه در زندگي منتظر اتفاقات ناگواري باشد. طي اين هفته ٩ مراسم ازدواج در اين منطقه برگزار شده است.


به گفته روستاييان اين مراسم تاثيري روي زندگي پوشيا نخواهد گذاشت و وي بدون نياز به طلاق در آينده مي تواند همسر اختيار كند.

ساعت 14:7 نويسنده آرشام |


یه خبر جالب

پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387

در اقدامي عجيب يك دختر هندي با يك سگ خياباني ازدواج كرد
مراسم ازدواج دختر ٧ ساله در هند با يك سگ خياباني براي از بين بردن ارواح شيطاني برگزار شد.

به گزارش سرويس اجتماعي سايت خبري قدس (www.qodsdaily.com) «كرالال نيوز»، دراين مراسم ازدواج كه در يكي از روستاهاي اين كشوربرپا شد، ١٥٠ ميهمان از جمله اقوام اين دختر كه معتقدند اين مراسم خوش يمن خواهد بود، شركت كردند.


ماجرا از زماني آغاز شد كه يك دندان در قسمت فوقاني لثه پوشيا درآمد كه از نظر قبيله نشانه بديمن بودن آن بود و بزرگان قبيله ٢ راه پيش پاي او گذاشتند. پوشيا يا بايد با سگ خياباني ازدواج كند يا اين كه در زندگي منتظر اتفاقات ناگواري باشد. طي اين هفته ٩ مراسم ازدواج در اين منطقه برگزار شده است.


به گفته روستاييان اين مراسم تاثيري روي زندگي پوشيا نخواهد گذاشت و وي بدون نياز به طلاق در آينده مي تواند همسر اختيار كند.

ساعت 14:6 نويسنده آرشام |


دوشنبه بیستم آبان 1387

ده آباد کجاست

 

لذت هستی را کودکی با خود برد

بعد از آن آسایش خفت و در بستر مرد

همه شوقم این بود

از درخت کج همسایه هلوئی بکنم

   یا که خود را از بام

روی انباشته برفی فکنم

      چه سرور پاکی!

       مثل بازی دردشت

              مثل دیدار طلوع

               مثل بوئیدن یاسی درشب

صف به صف چلچله ها

           لب پاشورهء حوض

 دستهء شاپرک ها

      روی برگ گل سرخ

شادی بلبل مست

       روی هر شاخ درخت

خنده میزد همه جا

      به رخ غنچهء بخت

                   چه سرور پاکی!

 

 

همه دردم این بود؛

که چرا گالشم از گالش همبازی من زبرتر است

که چرا خانهء پرداخته از بالش من

                           اندکی از دگری خردتر است

             چه غم شیرینی!

مثل بیداری شب

مثل سوزاندن عشق

مثل فریاد پدر

                      چه غم شیرینی!

 

من چه میدانستم

 زندگی رنگ و ریائی دارد

من چه میدانستم،که بهار یک عشق

              خالی از پول خزان می گردد.

من چه می دانستم

              که به یک نَه گفتن

         سیل خون از بدن شهر روان می گردد

 

دیگر آن غنچهء زیبای صداقت پژمرد

دیگر آن چلچله از حوض کسی آب نخورد

       دل من غمگین است

                به کجا باید رفت؟

                  به چه کس باید گفت؟

                       ده آباد کجاست؟

که زمینش پر بار

                مردمانش هشیار

سفر ه هایش پر نان

چشمه هایش جوشان

          آهوانش آزاد

باغ هایش پر آواز قناری باشد.

 

به کجا باید رفت

        که در آن؛

       صحبت از « ما» باشد

سخن از شستن غم؛

    از همه دلها باشد

دلم از دوری پرواز پرستو افسرد

گلم از مردن همدردی مردم پژمرد

 

چه کسی می آید؟

    چه کسی دست مرا می گیرد؟

        که مرا تا حرم سبز خدا

                              خواهد برد؟

 دیماه 68 کرج

 ارسالی از:

        عمید رضا مشایخی

ساعت 10:21 نويسنده آرشام |


راهب و روسپی

چهارشنبه پانزدهم آبان 1387

راهبی در نزديکی معبد زندگی می کرد. در خانه رو به رويش، يک روسپی اقامت داشت. راهب که می ديد مردان زيادی به آن خانه رفت و آمد دارند، تصميم گرفت با او صحبت کند.
زن را سرزنش کرد: "تو بسيار گناهکاری. روز و شب به خدا بی احترامی می کنی.چرا دست از اين کار نمی کشی؟ چرا کمی به زندگی بعد از مرگت فکر نمی کنی؟"
زن به شدّت از گفته های راهب شرمنده شد و از صميم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشايش خواست. همچنين از خدای قادر متعال خواست که راه تازه اي برای امرار معاش به او نشان دهد.
امّا راه ديگری برای امرار معاش پيدا نکرد. بعد از يک هفته گرسنگی دوباره به روسپيگری پرداخت.
امّا هر بار که بدن خود را به بيگانه اي تسليم می کرد، از درگاه خدا آمرزش می خواست.
راهب که از بی اعتنايی زن نسبت به اندرز او خشمگين شده بود، فکر کرد: "از حالا تا روز مرگ اين گناهکار می شمرم که چند مرد وارد آن خانه شده اند."
و از آن روز کار ديگری نکرد جز اينکه زندگی آن روسپی را زير نظر بگيرد. هر مردی که وارد خانه او میشد، راهب هم ريگی بر ريگ های ديگر می گذاشت.
مدّتی گذشت. راهب دوباره روسپی را صدا زد و گفت: "اين کوه سنگ را می بينی ؟ هر کدام از اين سنگ ها نماينده يکی از گناهان کبيره ايست که انجام داده اي، آن هم بعد از هشدار من. دوباره می گويم: مراقب اعمالت باش!"
زن به لرزه افتاد. فهميد گناهانش چقدر انباشته شده است. به خانه برگشت، اشک پشيمانی ريخت و دعا کرد: "پروردگارا ! کی رحمت تو مرا از اين زندگی مشقّت بار آزاد می کند؟"
خداوند دعايش را پذيرفت. همان روز، فرشته مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت. فرشته مرگ به دستور خدا، از خيابان عبور کرد و جان راهب را هم گرفت و با خود برد.
روح روسپی بی درنگ به بهشت رفت، امّا شياطين، روح راهب را به دوزخ بردند. در راه راهب ديد که چه بر روسپی گذشته است و شکوه کرد: "خدايا ! اين عدالت است ؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذرانده ام، به دوزخ می روم و آن روسپی که فقط گناه کرده، به بهشت می رود !"
يکی از فرشته ها پاسخ داد: "تصميمات خداوند همواره عادلانه است. تو فکر می کردی که عشق خدا يعنی فضولی در رفتار ديگران. هنگامی که تو قلبت را سرشار از گناه فضولی می کردی، اين زن روز و شب دعا می کرد
روح او، پس از گريستن، چنان سبک می شد که می توانستيم او را تا بهشت بالا ببريم. امّا آن ريگ ها چنان روح تو را سنگين کرده بودند که نتوانستيم تو را بالا ببريم."

از کتاب: "پدران، فرزندان، نوه ها  "-اثر پائولو کوئليو

ساعت 0:51 نويسنده آرشام |


LOVE

پنجشنبه دوم آبان 1387

                                                       LOVE

ساعت 23:35 نويسنده آرشام |


مرگ عشق

جمعه بیست و ششم مهر 1387

می رسد روزی که بی من روزها راسر کنی

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

می رسد روزی که تنها در کنار عکس من

شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی

ساعت 2:46 نويسنده آرشام |


فراموشت نخواهم کرد

دوشنبه بیست و دوم مهر 1387

گفتم فراموشت کنم اما نشد

ازدیده بیرونت کنم اما نشد

گفتم که من دیوانه ام بر گرد تو پروانه ام

گشتم که مجنونت کنم اما نشد

گفتم که بر صحرا شوم از عشق تو دریا شوم

شاید که سیرابت کنم اما نشد

گفتم که بی معنا شوم بر عالم معنا شوم

شاید پشیمانت کنم اما نشد

                                                                   شعر از:آرشام

ساعت 1:20 نويسنده آرشام |


انتظار

پنجشنبه هجدهم مهر 1387

تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو

ببین باقیست روی لحظه هایم جای پای تو

اگر مومن اگر کافر به دنبال تو می گردم

چرا دست از سر من بر نمی دارد هوای تو

صدایم از تو خواهد بود اگر برگردی ای موعود

پر از داغ شقایق هاست آوازم برای تو

تو را من با تمام انتظارم جستجو کردم

کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو

شاعر:...؟

ساعت 12:6 نويسنده آرشام |


سه شنبه شانزدهم مهر 1387

آنکه دائم هوس سوختن ما می کرد

کاش می آمد و از دور تماشا می کرد

کاش می آمد و می دید که این سوخته دل

دست مددی از او تمنا می کرد

ساعت 18:28 نويسنده آرشام |


بیگناه

دوشنبه پانزدهم مهر 1387

با درخواست قصاص از سوي آمنه بهرامي - دختر جواني كه در جريان ماجراي اسيد پاشي خواستگار انتقام‌جو، چشمان خود را از دست داده است، بازپرس شعبه 6 دادسراي جنايي تهران از پزشكان خواست شرايط لازم را براي اجراي حكم قصاص متهم  مورد بررسي قراردهند.

از آنجا كه دختر جوان در اين حادثه چشمانش را از دست داده است، متخصصان ماموريت يافته‌اند تا امكان قصاص چشمان متهم را بررسي كنند.

ساعت 16 دهم آبان ماه 83، وقتي آمنه بهرامي از ساختمان شركت محل كارش در خيابان رسالت خارج شد، هنوز مسافتي را طي نكرده بود كه احساس كرد كسي در تعقيب اوست اما به محض آنكه صورتش را برگرداند، ناگهان سوزش شديدي را در صورتش احساس كرد.

آمنه چند روز بعد وقتي به هوش آمد روي تخت بيمارستان فهميد تاوان عشق يك‌طرفه‌اي را پرداخته است كه جوان هم‌دانشگاهي‌اش به وي داشت، اين مرد جوان خواستگار  آمنه بود كه قبلا از وي جواب رد شنيده بود.

بعد از اين ماجرا، گروه پزشكي‌اي كه آمنه را تحت درمان قرار داده بودند اعلام كردند صورت آمنه دچار سوختگي شديدي با اسيد شده و چشمان وي نيز بر اثر اين حادثه بينايي خود را از دست داده است.

به اين ترتيب، آمنه براي انجام جراحي‌هاي تخصصي برروي چشمانش راهي اسپانيا شد اما در آ‌نجا بعد از آنكه 17 بار تحت عمل جراحي‌هاي مختلف قرار گرفت نتوانست دوباره بينايي خود را كه جوان انتقام‌جو با پاشيدن اسيد از وي گرفته بود، بازيابد.

قصاصش كنيد!

«قصاصش كنيد، نه با انگيزه انتقام‌جويي، بلكه به اين خاطر كه شايد درس عبرتي باشد براي ديگران تا ديگر كسي به‌خود اين اجازه را ندهد كه با شنيدن جواب منفي،  زندگي ديگران را به خاطر خواسته خودش نابود كند.»

آمنه 2 ماه قبل و بعد از گذشت 4 سال از اين ماجراي وحشتناك از اسپانيا  به ايران بازگشت و در آخرين جلسه بازپرسي از متهم، با بيان اينكه جوان انتقام‌جو چشمانش را از او گرفته است، درخواست صدور حكم قصاص براي وي كرد.

در اين جلسه، خواستگار انتقام‌جو نيز با بيان اينكه قصد داشته با اسيد پاشي، آمنه را مجبور به ازدواج كند، گفت: فكر مي‌كردم با اين كار مي‌توانم او را براي هميشه در كنارم داشته باشم.

او در ادامه گفت كه هرگز اطلاع نداشته  كه اسيد  مي‌تواند چنين تاثيري روي صورت دختر مورد علاقه‌اش بگذارد.

صدور كيفرخواست

روز گذشته كيفرخواست اين پرونده با درخواست قصاص از سوي دادسراي جنايي تهران به دادگاه ارسال شد كه درصورت تاييد كيفرخواست، متهم بايد 2چشم خود را به تاوان نقشه سياهي كه زندگي دختر  بيگناه را به تاريكي كشانده  است، بدهد.

اين كيفرخواست در حالي از سوي قاضي قيصري - بازپرس شعبه 6 دادسراي جنايي تهران - صادر شده است كه پزشكان مدتي قبل درباره امكان قصاص متهم در بررسي‌هاي اوليه اعلام كرده بودند امكان تعيين ميزان دقيق صدمه وارده به چشم قرباني وجود ندارد و به اين دليل نمي‌توان به اندازه‌اي برابر با ميزان آسيب وارده به چشمان آمنه، متهم را قصاص كرد.

اين اظهارنظر در حالي بيان شده است كه دادسرا معتقد است اسيد 2 چشم قرباني را به‌طور كامل از صورتش محو كرده و هيچ اثري از چشم درصورت اين دختر جوان وجود ندارد، به همين دليل دادسراي جنايي درخواست بررسي دقيق‌تر در اين خصوص را صادر كرده است.

تصاوير تكان‌دهنده از قربانی اسيدپاشی در دادگاه

در ادامه ی مطلب اگه تحملشو ندارید نبینید لطفا


ادامه مطلب

ساعت 19:55 نويسنده آرشام |


مهر

جمعه دوازدهم مهر 1387

                              کنم هر شب دعا مهرم رود از قلب تو بیرون

                                                             ولی آهسته می گویم :خدایا بی اثر باشد

ساعت 18:39 نويسنده آرشام |


جمعه دوازدهم مهر 1387

پس از عمری ندانستم دلی نا مهربان داری

                           وروزی هم غرورم را به دست باد بسپاری

تو میگفتی سحر با شانه ی خورشید می آیی

                            و  دستی از دعای تو کند شاید مرا یاری  

تو خواهی دید پرواز  کبوتر های چشمم را

                             شبی بر پله های آسمان گر پای بگذاری

            رها کی می کند یادت مرا در خواب و بیداری 

ساعت 18:19 نويسنده آرشام |


بنگر فاجعه را

چهارشنبه دهم مهر 1387

مرگ بر انسانیت دروغین

 

درقسمتی از کشور چین مردمش سوپ جنین میخورند

 و چینی ها اعتقاد دارند

که این سوپ برای سلامتی و تقویت قوای جنسی خوبه

انسانیت به کجا قرار است برسد. خدایا قبل از

انفجار کامل انسانیت ما را نجات بده.

عکس های این عمل ناشایست را در ادامه ی مطلب ببینید.

تمنا می کنم اگه طاقت دیدن فاجعه رو ندارید ادامه ی مطلب رو نبینید.

 

ازوبلاگ:http://www.faridsalavati.blogfa.com/


ادامه مطلب

ساعت 21:59 نويسنده آرشام |


چهارشنبه دهم مهر 1387

 

سلام دوستان

                                 عیدتون مبارک 

ساعت 14:7 نويسنده آرشام |


 

                                                 

دوست داريد از نزديک او را ببينيد و با او گفتگو کنيد؟

هر چند هر کاری شدنی است و آرزو بر جوانان عيب نيست ولی ديدار و گفتگو با اين دختر زيبا برای هيچ کس ممکن نيست. علت ناتوانی انسانها در ديدار و گفتگو با اين دختر زيبا خيلی ساده است زيرا او هرگز وجود ندارد و عکس او دسترنج يک پروژه ی طولانی مدت در دو دانشگاه آلمان برای ساختن زيباترين چهره ميباشد. بله، عکس اين دختر بر اساس پژوهشهای زيبايی شناسی توسط دانشمندان در دانشگاه های Regensburg و Rostock آلمان و با کمک يک نرم افزار چهره سازی (morphing) ساخته شده است.

بطور فشرده بايد گفت که دانشمندان در اين پروژه با الهام گرفتن از چهره ی ۳۲ پسر و ۶۴ دختر زيبا الگوهای زيبايی را در آنها نشانه گزاری کردند و با مخلوط کردن اين چهره ها صورتی تازه که تمامی زيبايی های آن گروه در آن باشد را خلق کردند. باید چند نکته را حتماً خاطر نشان ساخت:

 

آقایان توجه کنند که:

همانطور که ملاحظه و تجربه درونی خود را در مواجهه با این چهره حس می کنید حتماً متوجه شده اید که علت تاثیر گذاری عجیب و عمیق این چهره بر چند تعبیر بنا شده است، الف) معصومیت ب) آرامش عمیق ج) وجود توجه دقیق در نگاه و حضور در لجظه حاضر د) چهره گشاده و خوش، نه خنده مصنوعی و بیش از حد در آن وجود دارد و نه ژست جدیت و خشونت و چین در چهره هـ) گردن متناسب که به حالت کاملاً صاف قرار گرفته، نه مایل که حالت طنازی و لوس دهد و نه چانه رو به جلو و پیشانی رو به عقب که نشانه غرور و روحیه مردانه است، و نه چانه رو به عقاب و ایجاد غب غب که تقلید ژست های ارتشی و مدیرانه است و) نگاه بسیار نجیب و پر حیا که ایجاد حس احترام بسیار زیاد و رعایت حریم می کند. تجربه احساس علاقه به این خانم برای بسیاری از آقایان تجربه ای جدید و جالب است، زیرا اظهار میکنند که بدون احساس کردن تاثیرهای جنسی یا رویاسازی های جنسی، علاقه ای پاک و عمیق را به او حس میکنند.

 

خانمها توجه کنند که:

همانطور که ملاحظه میکنید این خانم الف) چهره ای عاری از هر نوع رنگ آرایشی دارد، مطالعات مختلف نشان داده اند که ایجاد اخلاف کنتراستهای رنگ در صورت، فقط تحریکات جنسی را در جنس مخالف زیاد میکند نه تاثیر گذاری شخصیتی را ب) آرایش موها بسیار ساده، اما بسیار تمیز و مرتب است د) چهره این خانم عاری از تمام حالتهایی است که در دیگر بانوان حسادت ایجاد کند، مگر در درصدی که از بیماری حسادت به شکلی روانی رنج میبرند هـ) آرامش نگاه و چهره این خانم او را کاندید خوبی برای دوستی میکند که اعتماد به وی کار بسیار ساده ای است و) اگر به شما گفته شود که این خانم پزشک شما، پرستار شما، یا حتی منشی همسر شماست، احساس اعتماد کاملی نسبت به او میکنید و حتی در مورد آخر که پای شوهر شما در میان است، خیالتان از این خانم و نجابت او راحت است و تنها ممکن است احتمال دهید که همسرتان به او دل ببازد! ح) زیبا و دلنشین بودن بسیار کم خرجتر از آن است که شما دارید زندگی میکنید و زیبایی واقعی وقت شما را به مراتب کمتر میگیرد و) به سختی میتوانید سن دقیق برای این خانم بگویید،برای این خانم بگویید، بیشترین کسانی که خواسته اند خود را به زور از تک و تا نیندازند و سن دقیقی را برای ایشان ارائه دهند نیز خطاهای خنده داری کرده اند. جوانی در این چهره به همراه و توام با پختگی به چشم میخورد. پختگی بی ادعا که نیاز به گفتگوی طولانی در باره موضوعهای ظاهرا جدید اداری یا اقتصادی و سیاسی ندارد! 

ساعت 23:20 نويسنده آرشام |


به تو می نویسم

پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387

به تو از تو مینویسم

            به تو از تو مینویسم
             ای تمام هستی من
                  ای امید لحظه هایم
                       ای که بعد رفتن تو 
                          شده تیره روزگارم 
            
            به تو از تو می نویسم
      که اگر شبی به دستت برسد پیام قلبم
            تو بخوانی وبدانی
                        که فقط بخاطر
                             شب وروز میپرستم
         
             به تو از تومی نویسم
                           که اگر که قاصدکها
                                        گذری کند ز کویت
                                                            برساند این دعا را 
                                        که نظر نما نگارا
                                        به اسیر عشق رویت 
                                        که تو بسته ای گلویش 
                                        به کمند تار زلفت
                                                          ودمی نفس نماند
                                                          چو تو روی بر بتابی
          
              به تو از تو می نویسم 
                 سر بال شاپرکها 
                   چو به رخصت زمانه گل رخسار تو بیند
                          ز سرای سوته دلها
                                 برساند این جفا را 
                                 که بسوخت قلب عاشق 
                                 و گداخت بال او را 
                                 که بگیرد از لب تو
                                 قدح شهد شفا را

                به تو از تو می نویسم
                           به سترگ سنگ خارا
                                      نکنم تو را فراموش
                                                که اگر گذر نمودی به مزار بینوایان
                                                                  تو ببینی وبدانی 
                                                                  که بگور من نشانی
                                                                  شده سنگ زندگانی
                            و گرم به روز آخر 
                            به اذان دهد رحیلم 
                            که هلا رسیده محشر
                            زمکان خود نخیزم                                            
                           چو تو را کنم فراموش
                                                              شعر:آرشام

ساعت 1:3 نويسنده آرشام |


فراموشم کن

پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387

به تو می نویسم

به تو می نویسم از خود
که خبر ز من نداری
که به باد رفته هستی
وتمام لحظه هایم
به هوای دیدن تو
شده غرق می پرستی
به تو می نویسم از خود
به طلوع صبح  فردا
که بریده ام ز دنیا
نفسی نمانده جانا
ویگانه آرزویم
شده اینکه مالک الموت
کند از جهان رهایم
به تو می نویسم از خود
که کنی مرا فراموش
که ز تقدیر، زمانه
بسرود عاشقانه
بنواخت تارم از شور
وببافت پودم از درد
وبرید رجعم از آه
که
  مرا کنی فراموش

                                             شعر:آرشام

ساعت 1:3 نويسنده آرشام |


آینه

چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387

 

 آینه جلوه ی تنهایی ماست

 آنچه در آینه پیداست فقط فاصله هاست

ما در این فاصله ها تنهایم

تو بیا فاصله ها را بردار

     

            بشکن آینه را

                            پشت آن آینه قلبی ست که تنهاست  

                                             ...تو را می خواند

                                                                      شعر:آرشام
 

ساعت 19:50 نويسنده آرشام |


همه را می بخشم

جمعه بیست و دوم شهریور 1387

 

   

 

سر من خورده به سنگ
همه دنیا به سرم میچرخد
چه فرح بخش و چه زیباست
عجب احساسی
همه گویند که عقلم شده بیرون ز سرم
چه قدر خوب سخن میگویند
چه قدر صاف وزلال
من که دیوانه ام وخیره به ماه
ونه از صحبت آنها آگاه
یکی ازحیله ی سپتامبر سخن می گوید
یکی از سحر ودعا
کسی از جهل و جنون
آن یکی آتش وخون
یکی از سکس خودش با مادر
دیگری از تو،- خدا- می گوید
که تو ابلیس کشیدی به بند
روزه می گیرد چند
سر من خورده به سنگ
همه بر جهل من ایمان دارند
و چه بی ترس سخن می گویند
ان یکی اکس ترکانده توهم زده است
پرده ی عصمت خواهر همه بر هم زده است
دیگری مست وغزل خوان خداست
نه که از وحشت نار
وعده ی نان وغذاست
یکی از قدرت دجال زمان می گوید
یکی از100 شدن قیمت نان می گوید
....وچه خوب است جنون
همه بر دور سرم می گردند
همه بی ترس سخن می گویند
سر من خورده به سنگ
من خدا هستم واز عرش سخن می گویم
به تو از راحتی روز جزا می گویم
 
همه را می بوسم

همه را می بخشم

                                                                شعر :آرشام

ساعت 16:52 نويسنده آرشام |


جمعه بیست و دوم شهریور 1387

تو من باش!

تو در هنگامه ی روز خیابانها وبرزنها برایم گوشه دنجی!
تو باخود هدیه ناب سکوت ، آورده ای اینک از آغوشت که بر من میگشائی ،
-نقد آرامش
نثار پیکر من میکنی ای دوست!
زمانی که بجان میآیم از گرد وغبار تیره این شهر
به بارانی فضای روشنت ،لب تشنه ، میآیم زیر آسمان تو
که آشوب تگرگش ریزش زیبای مروارید و مرجان است
تو با من باش
مرا ،تنها ، تو ، دراین نا امیدی ها ، پذیرا شو!

(عباس طباطبائی از بهبهان)

برگرفته وارسال شده توسط www.roz-siah.blogfa.com از مجله ای قدیمی

ساعت 0:56 نويسنده آرشام |


گلشیفته فراهانی در هالیوود

جمعه یکم شهریور 1387

 

گلشیفته فراهانی بازیگر جوان کشور به خاطر بازی گلشیفته فراهانی و لئوناردو دی کاپریو

در فیلم سینمای هالیوود ممنوع الخروج شد.

براساس اخبار خبرگزاری ها، گلشیفته روز سه‌شنبه در فرودگاه مهرآباد برای سفر به هالیوود آمریکا و دریافت پیشنهاد جدید بازیگری خبر ممنوع الخروج بودن خود را از ماموران فرودگاه شنید.

ممنوع الخروج بودن گلشیفته به خاطر بازی در فیلم «مجموعه دروغ» Body of Lies به کارگردانی «رایدلی اسکات» است که قرار است 10 اکتبر (19 مهر) در سینماهای آمریکا اکران شود.

گلشیفته در این فیلم که نخستین تجربه کار او در هالیوود است در کنار «لئوناردو دی کاپریو» و «راسل کرو» ایفای نقش کرده است.

اگرچه خبر ممنوع الخروج شدن گلشیفته روی خروجی اخبار کشور قرار گرفته اما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که دستگاه رسیدگی به اینگونه امور است، تاکنون نسبت به این خبر واکنشی نشان نداده است.

مجموعه دروغ

سایت رسمی فیلم

http://bodyoflies.warnerbros.com/

فراهانی اولین بازیگر کشور است که درعین حال که در ایران سکونت دارد در یک فیلم هالیوودی ایفای نقش کرده است.

 

کمپانی «وارنر برادرز پیکچرز» هفته گذشته تیزرجدیدفیلم مجموعه دروغ را پخش کرد.

این فیلم درمورد یک روزنامه نگار آمریکایی است که در عراق زخمی شده و سازمان اطلاعات جاسوسی آمریکا، سیا، او را برای ردیابی یکی از رهبران القاعده در اردن استخدام کرده است.

در این فیلم دی کاپریو در نقش مامور سیا که به تازگی با پای شکسته از جنگ در عراق بازگشته، برای نفوذ در شبکه تروریستی «سلیمان» باید ابتدا حمایت مامور کهنه کار و زیرک سیا با بازیگری «راسل کرو» و هم دوره‌ای دانشگاه او را جلب کند که رئیس اطلاعات جاسوسی اردن و مظنون به تروریست است.

گلشیفته در این فیلم نقش یک پرستار را در عراق بازی کرده و سلیمان مامور القاعده به او دل بسته است.

فیلمی درمورد اسلام

اسکات رایدلی کارگردان این فیلم اعلام کرد: این فیلم درمورد اسلام است. یک فیلم جالب با بهره گیری از خلاقیت است که تمام موضوع داستان را به نمایش می گذارد.

در این فیلم از زبان خشونت، صحنه های شکنجه، قتل و انفجار برای مبارزه با تروریست ها استفاده شده است.

داستان فیلم براساس کتاب «دیوید ایناتیوس» Ignatius مقاله نویس واشنگتن پست نوشته شده که نام آن را از «خانه دروغ» (House of Lies) به مجموعه دروغ تغییر دادند. ساخت آن از سال 2006 در واشنگتن دی سی، بخش هایی از اروپا و کشور مغرب شروع شد.

فیلمبرداری این فیلم با بازی دی کاپریو در نقش اصلی و کرو در نقش دوم دسامبر سال گذشته میلادی پایان یافت.

قرار است این فیلم ماه آینده در شست و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم ونیز نمایش داده شود.

سیستم پخش ترنر امتیاز فیلم را برای پخش در شبکه های «تی بی اس» و «شبکه تلویزیونی ترنر» خریده است.

حضور ایران در هالیوود

خبر بازیگری گلشیفته فراهانی در فیلمی به کارگردانی رایدلی اسکات که در انگلیس لقب شوالیه گرفته، در بسیاری از سایت های سینمای غرب ازجمله بخش فیلم «یاهو» توجه همگان را به خود جلب کرده است.

بازی یک هنرمند ایرانی در فیلم اسکات یک امتیاز هنری در کارنامه او محسوب می‌شود زیرا اسکات کارگردان فیلم های برتر و پرفروش «گلادیاتور» ، «اجنبی» و «گنگستر آمریکایی» است که ازجمله پرفروش ترین فیلم های سینمای هالیوود هستند.

علاوه بر گلشیفته، بیژن دانشمند در نقش پزشک سفارت و جانان فردوسی در نقش شاهزاده امارات متحده عربی در این فیلم بازی کرده اند.

اگرچه راسل کرو اعلام کرده با توجه به نقش دولت و سیاست خارجی آمریکا در فیلم، بعید است که این فیلم از محبوبیت بالا برخوردار شود اما اکران این فیلم در سینماهای آمریکا با استقبال ایرانیان روبه‌رو خواهد شد و این امر فروش فیلم را بالا خواهد برد.

پیش از گلشیفته، شهره آغداشلو با بازی در فیم «خانه‌ای از ماسه و شن» در کنار «بن کینگز لی» هنرپیشه نام آشنای هالیوود خبرداغ دنیای سینمای دخل و خارج از کشور بود.

حضور آغداشلو در این فیلم راه او را برای بازی در فیلم ها و سریال های تلویزیونی و مجری‌گری تلویزیون در آمریکا هموار کرد.

کارنامه هنری گلشیفته فراهانی

گلشیفته فراهانی بازیگر 25 ساله کشور کار هنری خود را در سن شش سالگی در تئاتر آغاز کرد.

او در خانوده ای هنری بزرگ شده است. بهزاد فراهانی پدر گلشیفته کارگردان تئاتر و بازیگر سینما و تلویزیون است و خواهرش شقایق فراهانی در بسیاری از فیلم ها بازی کرده است.

آخرین فیلمی که در کشور بازی کرده، سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجویی است که اعتیاد یک هنرمند را در جامعه‌ای ریاکار به تصویر کشید. وزارت ارشاد اجازه نداد سنتوری در کشور اکران شود اما مردم به سی دی های فیلم دسترسی پیدا کردند.

فیلم میم مثل مادر ساخت کارگردان فقید رسول ملاقلی پور یکی از فیلم های بسیار عاطفی است که گلشیفته به عنوان یک مادر بیمار و تنها حامی فرزند معلولش در آن ایفای نقش کرده است. این فیلم سال گذشته ازسوی بخش خارجی اسکار به عنوان سینمای ایران انتخاب شد.

گلشیفته توانست بازی در فیلم کارگردان کرد کشور بهمن قبادی به اسم نیوه مانگ را نیز تجربه کند، فیلمی که جایزه صدف طلایی جشنواره سن سباستین اسپانیا را نصیب قبادی کرد.

گلشیفته زمانی که تنها 15 سال داشت با بازی در فیلم درخت گلابی، سیمرغ بلورین بخش رقابت های بین المللی جشنواره فیلم فجر را به دست اورد.

منبع:  http://www.mardomak.org/

ساعت 21:30 نويسنده آرشام |


سلام به همه

پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387

                                               به نام حقیقت

سلام به همه ی دوستان من آرشام هستم ۲۶دانشجوی فلسفه                                                                                                                                          تو این وبلاگ که مروارید عزیزم به من افتخار داد تا در کنارش باشم میخوام از وبلاگ های دوستان خوبم کمک بگیرم و با اجازه از همه ی وب نویسان عزیزم از نوشته هاتون استفاده بکنم تا وبلاگــــــــی اشتراکی از مطالب جالب و خوندنی منتشر شده از همه ی دوستانی که مطالبشون میتونه مفید باشه ایجاد بکنم . از همتون دعوت میکنم که اگه مطلب جالبی دارین بصورت خصوصی برام بفرستید تا بعد از باز بینی وبررسی به نام خودتون وبا ذکر نام وبلاگتون منشر بکنم.

قطعا با کمک شما وبلاگی پر بارو ارزشمند خواهد بود. جایی که همه میتونن حرفشونو بگن وافکار واندیشه هاشونو با دیگران در میان بذارن.

در صورتی که مطالبتون طولانی بود و با محدودیت ارسال مواجه بودید اونو به این ادرس بفرستید. وحتما تو قسمت Subject:بنویسید shaparak یا شاپرک
                                          arsham_salim@yahoo.com

مطمعن باشید تو این وبلاگ گوشی هست حرفاتونو می شنوه چشمی که نوشته هاتونو میخونه و فکری که به اونها می اندیشه و بها میده. اگه سوالی هم دارید میتونید بپرسید اگه مقدور بود جوابشو میدم و اگه توان پاسخگویی نداشتم با ارایه ی اون در وبلاگ از دوستان کمک میگیریم تا پاسختونو بگیرید.   البته برای خوندن مطالب در بخش نویسندگان ارشام یا مروارید رو انتخاب بکنید تا وب کمی خلوت تر بشه و اذیت نشید.

ساعت 18:58 نويسنده آرشام |


پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387

امروز میخوام شما رو بیشتر با کاربرای بلاگفا آشنا کنم!

۱- ذوق زده!!! این کاربر وقتی لاگین میکنه به بلاگفا تیــــز میره آخرین نظرات خوانندگان رو کلیک میکنه! حالا تا الان اصلا انتظار نداره ۱ نفر هم با چرندیاتی که کپی پیست کرده واسش کامنت گذاشته باشه. به هر حال میره میبینه ۱ دونه کامنت واسش اومده! بعد شروع میکنه به ویرایش و خط کشی کردن کامنت زبون بسته و دست میبره تو کامنت طرف! اول کامنت رو مطابق میل خدشون ادیت میکنن بعد هم جواب ایشون رو زیر همون کامنت مینویسن!.
این کاربر بخاطر اینکه فک میکنه وبلاگش به اندازه سایت یاهو ویزیتور داره به خدش زحمت نمیده بره تو وب کسی که نظر گذاشته جواب بنویسه و منتظر میشینه تا طرف دوباره بیاد تو وب اینو جوابشو ببینه! حالا غافل از اینکه اون طرف اصلا نمیدونه آدرس وب این چی هست و شانسی روی یه لینکی کلیک کرده یه شب اومده نظر نوشته و بعدشم یادش رفته اصلا واسه کی نظر گذاشته...


۲- ریلکس!!!. این خیلی باحاله! مثل همین هلیــــش و اویــــل خدمون! اینا وقتی به بلاگفا لاگین میکنن دوباره تیز میرن آخرین نظرات خوانندگان رو کلیک میکنن! بعد کافیه یه نفر اونجا نوشته باشه "الف" یا "ب" فوری وب سایتشون رو کلیک میکنه و میره باهاشون فامیل میشه... این کاربر دیگه کل وقتش با کامنت گذاشتن واسه فامیلاش پر میشه...


۳- خطرناک!!! اینا معمولا در مورد هک و هک کردن مینویسن! واسه اینا کامنت نذارین! چون در جواب کامنتتون در جریانات آزمون و خطاشون برای یادگیری بهتر هک کردن وبلاگتون هک میشه و نمیتونین جوابشون رو ببینید...


۴- خبری!!! اینا معمولا وبلاگشون خبرنگاری هست! قسمت درباره وبلاگشون هم راست هست! اینا وقتی لاگین میکنن به بلاگفا اول میرن یه پست جدی و خبری جدید میزنن تو وبلاگشون! بعد میان قسمت نظرات! نظرات اینا معمولا زیاد هست چون خیلی به هم لینک میدن.... واسه اینا حتما باید یه کامنت علمی گذاشته باشی یا اسم همه وزیر وزرای مملکت رو بلد باشی تا جوابتو بدن... مثلا دست کم باید در مورد قیمت نفت تو بازار جهانی یا تورم و اینا بنویسی تا آدم حسابت کنن و بیان نظر بذارن!...

 

۵- مامور سی آی ای!!! اینا قسمت کامنت های وبلاگشون رو اصولا میبندن! هر چی بگردی تو وبلاگشون میبینی هیچ جا نظر دادن رو باز نذاشتن! اینا سرشون شلوغ هست و دارن به نظریه زمان انیشتن فک میکنن...

 

۶- عشقی ذوق زده!!! اینا وبشون پر از قلب و عکسای قلب های نشکسته و سالم و خشگل و قرمز هست! اینا وبلاگ ساختن که با یکی دوست بشن و اگه دختر باشه که منتظر جانی دپ هست! که از یه وبلاگ زپرتی بیاد اینو پیدا کنه و اگه پسر باشه منتظره هیلاری داف از یه وب زپرتی دیگه بیاد اینو پیدا کنه و واسش کامنت بذاره! اصولا اینا وقتی واسشون یه خط کامنت میذاری فورا همون هیــــلاری داف و جانی دپ میاد تو ذهنشون و میرن واسه انجلیا یا جانی جان نظر میذارن! اونم پنجاه خط که وای چه دنیای بدی هست و تنهام و خسته شدم کمکم کن و اینا... اینا هم یه یکماهی یا کمتر با هم کامنت خصوصی بازی میکنن تا ایدی یاهوی همدیگه رو بگیرن! بعد تو یاهو فقط یکساعت کار داره! این میگه کجایی؟ عکستو بده... بعد بیخیال میشن...


۷- شکست خورده عشقی!!! واسه اینا وقتی کامنت بذاری باید حواست باشه حتما تو کامنتت فحش به دنیا و این چیزا زیاد بنویسی که باهات احساس همدردی بکنه و زحمت بخدش بده بیاد جواب کامنتتو بذاره! آخه بابا حوصله نداره دیگه! تو هم مراعات کن زیاد واسش کامنت نذار! نمیخواد جو بگیرت و دلت واسش بسوزه و بخوای جای اونی که رفته رو واسش پر کنی زورکی!

 

۸- مدل تنبل!!! اینا خیلی زرنگ هستن! میرن تو وبلاگ های مردم! اصلا نمیخونن وب طرف رو و فقط واسش یه شکلک گل یا رضایت یا اون علینک دودی رو میذارن و میان بیرون! یا مینویسن وای چه وب قشنگی! همین! یا وبت خیلی عالیه! همین! از چاخان! بعد انتظار دارن اونی که واسش یه گل گذاشتن بیاد براشون طومار کامنت بنویسه به کیلوگرم...! اینا روزی حدودی ۱۰۰ تا وب بیشتر سر میزنن و هنوز وبلاگ طرف لود نشده اینا کامنتشونو گذاشتن و رفتن...


۹- کار کشته!!! این مدل مربوط به اونایی میشه که وبلاگشون ۲ - ۳ سال بیشتر عمر داره و تو این مدت اینقدر کار کردن که دیگه چم و خم راه رو یاد گرفتن و حرفـــــــــــــــــه ای ۲ شدن! هم درست نظر میذارن! هم درست مینویسن! هم که تونستن وبشون رو سه سال حفظ کنن و تو این مدت ناراحت روحی پیدا نکردن یا با همسرشون دعواشون نشده که بیان وبشون رو حذف کنن!!!

از وبلاگ:   http://shick.blogfa.com/

ساعت 17:56 نويسنده آرشام |