تبليغاتX
پری دریایی کوچولو

پری دریایی کوچولو

ليست کامل حشرات خوردني + عکس ‌هاي ديدني

چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387

 
خبرگزاری نخست نیوز:
حشره خواري يا insect-eating هنوز هم در بسياري از جوامع سنتي در سراسر دنيا رواج دارد؛ به عنوان مثال خوردن رطيل بصورت داغ در كامبوج رواج دارد و از نظر مصرف كنندگان مزه آن منحصر به فرد است.
به گزارش بازتاب‌آنلاين، احمد عطامهر نويسنده وبلاگ تخصصي"حشره شناسي" در تازه‌ترين پست‌ وبلاگ خود موضوعي را با عنوان "حشرات خوردني" مطرح كرده است.
برپايه اين گزارش در اين وبلاگ مي‌خوانيم

حشره خواري يا entomophagy يا insect-eating هنوز هم در بسياري از جوامع سنتي در سراسر دنيا رواج دارد. صرف نظر از اينكه چه احساسي نسبت به حشره خواري داشته باشيد دانستن و شناختن حشره‌هاي خوردني خالي از لطف نيست.
اول اينكه در شرايط بحراني مثل قحطي و بي غذايي به كار مي‌ايد و دوم اينكه تحمل انسان را نسبت به بودن تصادفي يكي از آنها در غذا بالا مي‌برد.

*كرم حشره ويچتي Witchetty grubs
در استراليا بيشتر طرفدار دارد و تازه آن خامه‌اي و خوشمزه است.بيشتر شبيه آجيل با طعم تخم مرغ خام است.

*شفيره كرم ابريشم Silkworm pupae
مزه آنها وقتي گرم باشند مخصوصاً وقتي لب سوز باشد باور نكردني است چيني‌ها مزه آنرا دوست دارند.

*كژدم Scorpions
چيني‌ها كژدم را زنده گرفته و در آب نگهداري مي‌كنند هنگام مصرف آنرا چند دقيقه‌اي در كنياك مي‌اندازند تا بيهوش شود سپس دمش را جدا كرده و بقيه را مي‌خورند. كژدم جويدني و مزه ماهي مي‌دهد.

*حشره استينك Stink bugs
در اندونزي بخصوص بچه‌هاي زير 10 سال آنرا دوست دارند. اين حشره را برشته و كباب شده مي‌خورند. جويدني شبيه كرم است براي غذاي حاضري عاليه. مزه آن شبيه جويدن تخم آفتابگردان خام مي‌باشد.

*سجاقك Dragonflies
اندونزيايي‌ها شكار آنرا يك نوع تفريح مي‌دانند. بعد از شكار آنرا در روغن نارگيل سرخ كرده و شبيه آبنبات مي‌خورند.

*لارو غذا Mealworms
در مكزيك آنرا با اسپاگتي مي‌خورند.

*ملخ Grasshoppers
خوردن ملخ در مكزيك رواج دارد. در پخت آن از سير هم استفاده مي‌شود.

*رطيل Tarantulas
بصورت داغ و در كامبوج رواج دارد. مزه آن منحصر به فرد است.

*موريانه Termites
اسنك مورچه در اوگاندا طرفداران زيادي دارد. شكار آنها هم جالب است. ابتدا تكه پارچه‌اي را به طرف در ورودي لانه آنها پرت مي‌كنند و وقتي مورچه‌هاي سرباز به پارچه بعنوان مهاجم حمله كردند پارچه را بسته مورچه‌ها را جمع كرده مي‌خورند.

*هزار پاي ماپينMopane caterpillar
در كشور آفريقايي بوتسوانا Botswan بعد از شكار آنها را از يك طرف فشار داده تا مايع بدنشان خارج شده سپس آبپز مي‌شود.

* Palm grubs
حشره‌اي كه در پرو بصورت خام خورده مي‌شود

*جيرجيرك Crickets
به مانند ملخ مصرف خوراكي دارد.

توجه داشته باشيد اكثر حشرات خوردني هستند ولي بايد جانب احتياط را هم رعايت كرد.
اگر كسي نسبت به ميگو.صدف. گرد و خاك و شكلات حساسيت دارد نبايد حشره بخورد. حتي اگر آلرژي هم نداشته باشيد نبايد حشره را بصورت خام بخوريد مگر در شرايط خاص
برای دیدن تصاویر در اندازه بزرگ و تصاویر بیشتر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.توصیه میکنم تا ۱ساعت قبل و بعد از غذا نبینید.
 

ادامه مطلب

ساعت 22:33 نويسنده آرشام |


یه خبر جالب

پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387

در اقدامي عجيب يك دختر هندي با يك سگ خياباني ازدواج كرد
مراسم ازدواج دختر ٧ ساله در هند با يك سگ خياباني براي از بين بردن ارواح شيطاني برگزار شد.

به گزارش سرويس اجتماعي سايت خبري قدس (www.qodsdaily.com) «كرالال نيوز»، دراين مراسم ازدواج كه در يكي از روستاهاي اين كشوربرپا شد، ١٥٠ ميهمان از جمله اقوام اين دختر كه معتقدند اين مراسم خوش يمن خواهد بود، شركت كردند.


ماجرا از زماني آغاز شد كه يك دندان در قسمت فوقاني لثه پوشيا درآمد كه از نظر قبيله نشانه بديمن بودن آن بود و بزرگان قبيله ٢ راه پيش پاي او گذاشتند. پوشيا يا بايد با سگ خياباني ازدواج كند يا اين كه در زندگي منتظر اتفاقات ناگواري باشد. طي اين هفته ٩ مراسم ازدواج در اين منطقه برگزار شده است.


به گفته روستاييان اين مراسم تاثيري روي زندگي پوشيا نخواهد گذاشت و وي بدون نياز به طلاق در آينده مي تواند همسر اختيار كند.

ساعت 14:7 نويسنده آرشام |


یه خبر جالب

پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387

در اقدامي عجيب يك دختر هندي با يك سگ خياباني ازدواج كرد
مراسم ازدواج دختر ٧ ساله در هند با يك سگ خياباني براي از بين بردن ارواح شيطاني برگزار شد.

به گزارش سرويس اجتماعي سايت خبري قدس (www.qodsdaily.com) «كرالال نيوز»، دراين مراسم ازدواج كه در يكي از روستاهاي اين كشوربرپا شد، ١٥٠ ميهمان از جمله اقوام اين دختر كه معتقدند اين مراسم خوش يمن خواهد بود، شركت كردند.


ماجرا از زماني آغاز شد كه يك دندان در قسمت فوقاني لثه پوشيا درآمد كه از نظر قبيله نشانه بديمن بودن آن بود و بزرگان قبيله ٢ راه پيش پاي او گذاشتند. پوشيا يا بايد با سگ خياباني ازدواج كند يا اين كه در زندگي منتظر اتفاقات ناگواري باشد. طي اين هفته ٩ مراسم ازدواج در اين منطقه برگزار شده است.


به گفته روستاييان اين مراسم تاثيري روي زندگي پوشيا نخواهد گذاشت و وي بدون نياز به طلاق در آينده مي تواند همسر اختيار كند.

ساعت 14:6 نويسنده آرشام |


دوشنبه بیستم آبان 1387

ده آباد کجاست

 

لذت هستی را کودکی با خود برد

بعد از آن آسایش خفت و در بستر مرد

همه شوقم این بود

از درخت کج همسایه هلوئی بکنم

   یا که خود را از بام

روی انباشته برفی فکنم

      چه سرور پاکی!

       مثل بازی دردشت

              مثل دیدار طلوع

               مثل بوئیدن یاسی درشب

صف به صف چلچله ها

           لب پاشورهء حوض

 دستهء شاپرک ها

      روی برگ گل سرخ

شادی بلبل مست

       روی هر شاخ درخت

خنده میزد همه جا

      به رخ غنچهء بخت

                   چه سرور پاکی!

 

 

همه دردم این بود؛

که چرا گالشم از گالش همبازی من زبرتر است

که چرا خانهء پرداخته از بالش من

                           اندکی از دگری خردتر است

             چه غم شیرینی!

مثل بیداری شب

مثل سوزاندن عشق

مثل فریاد پدر

                      چه غم شیرینی!

 

من چه میدانستم

 زندگی رنگ و ریائی دارد

من چه میدانستم،که بهار یک عشق

              خالی از پول خزان می گردد.

من چه می دانستم

              که به یک نَه گفتن

         سیل خون از بدن شهر روان می گردد

 

دیگر آن غنچهء زیبای صداقت پژمرد

دیگر آن چلچله از حوض کسی آب نخورد

       دل من غمگین است

                به کجا باید رفت؟

                  به چه کس باید گفت؟

                       ده آباد کجاست؟

که زمینش پر بار

                مردمانش هشیار

سفر ه هایش پر نان

چشمه هایش جوشان

          آهوانش آزاد

باغ هایش پر آواز قناری باشد.

 

به کجا باید رفت

        که در آن؛

       صحبت از « ما» باشد

سخن از شستن غم؛

    از همه دلها باشد

دلم از دوری پرواز پرستو افسرد

گلم از مردن همدردی مردم پژمرد

 

چه کسی می آید؟

    چه کسی دست مرا می گیرد؟

        که مرا تا حرم سبز خدا

                              خواهد برد؟

 دیماه 68 کرج

 ارسالی از:

        عمید رضا مشایخی

ساعت 10:21 نويسنده آرشام |


شنبه هجدهم آبان 1387

                     شب سلیس و آرام میگذرد

               و من بر قایق یاد تو تنها نشسته ام

                          اندوهگین و منتظر

                        و با خود زمزمه میکنم

                          اگر شب هم بگذرد

                       من از یاد تو نمی گذرم

 

ساعت 17:17 نويسنده مروارید |


راهب و روسپی

چهارشنبه پانزدهم آبان 1387

راهبی در نزديکی معبد زندگی می کرد. در خانه رو به رويش، يک روسپی اقامت داشت. راهب که می ديد مردان زيادی به آن خانه رفت و آمد دارند، تصميم گرفت با او صحبت کند.
زن را سرزنش کرد: "تو بسيار گناهکاری. روز و شب به خدا بی احترامی می کنی.چرا دست از اين کار نمی کشی؟ چرا کمی به زندگی بعد از مرگت فکر نمی کنی؟"
زن به شدّت از گفته های راهب شرمنده شد و از صميم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشايش خواست. همچنين از خدای قادر متعال خواست که راه تازه اي برای امرار معاش به او نشان دهد.
امّا راه ديگری برای امرار معاش پيدا نکرد. بعد از يک هفته گرسنگی دوباره به روسپيگری پرداخت.
امّا هر بار که بدن خود را به بيگانه اي تسليم می کرد، از درگاه خدا آمرزش می خواست.
راهب که از بی اعتنايی زن نسبت به اندرز او خشمگين شده بود، فکر کرد: "از حالا تا روز مرگ اين گناهکار می شمرم که چند مرد وارد آن خانه شده اند."
و از آن روز کار ديگری نکرد جز اينکه زندگی آن روسپی را زير نظر بگيرد. هر مردی که وارد خانه او میشد، راهب هم ريگی بر ريگ های ديگر می گذاشت.
مدّتی گذشت. راهب دوباره روسپی را صدا زد و گفت: "اين کوه سنگ را می بينی ؟ هر کدام از اين سنگ ها نماينده يکی از گناهان کبيره ايست که انجام داده اي، آن هم بعد از هشدار من. دوباره می گويم: مراقب اعمالت باش!"
زن به لرزه افتاد. فهميد گناهانش چقدر انباشته شده است. به خانه برگشت، اشک پشيمانی ريخت و دعا کرد: "پروردگارا ! کی رحمت تو مرا از اين زندگی مشقّت بار آزاد می کند؟"
خداوند دعايش را پذيرفت. همان روز، فرشته مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت. فرشته مرگ به دستور خدا، از خيابان عبور کرد و جان راهب را هم گرفت و با خود برد.
روح روسپی بی درنگ به بهشت رفت، امّا شياطين، روح راهب را به دوزخ بردند. در راه راهب ديد که چه بر روسپی گذشته است و شکوه کرد: "خدايا ! اين عدالت است ؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذرانده ام، به دوزخ می روم و آن روسپی که فقط گناه کرده، به بهشت می رود !"
يکی از فرشته ها پاسخ داد: "تصميمات خداوند همواره عادلانه است. تو فکر می کردی که عشق خدا يعنی فضولی در رفتار ديگران. هنگامی که تو قلبت را سرشار از گناه فضولی می کردی، اين زن روز و شب دعا می کرد
روح او، پس از گريستن، چنان سبک می شد که می توانستيم او را تا بهشت بالا ببريم. امّا آن ريگ ها چنان روح تو را سنگين کرده بودند که نتوانستيم تو را بالا ببريم."

از کتاب: "پدران، فرزندان، نوه ها  "-اثر پائولو کوئليو

ساعت 0:51 نويسنده آرشام |


LOVE

پنجشنبه دوم آبان 1387

                                                       LOVE

ساعت 23:35 نويسنده آرشام |